یک سال دیگر هم به صفر نزدیکتر شدم. خیلی تنها برگذار شد. البته در حضور جمع بود ، ولی جمعی که انگار هرگز براشون امیری نبوده که ... ننوشتم که نظر خاصی جلب بشه. خواستم این لحظه و غمی رو که قلبمو چنگ میزنه برای آینده ثبت کنم.
posted by بابا at 6:41 PM